تبليغاتX
یادداشت های یک فیلمساز جوان - سعید موحدی
این بلاگ به نشانی www.makan-mehr.blogspot.com رفته است. کامنت های اینجا دیگر خوانده نمی شوند.

چند سال پیش وقتی انتشارات ماکان را به دفتری مستقل در حوالی میدان فردوسی منتقل کردم، برای مدتی کارها بر وفق مراد بود و خوب پیش می رفت. تا جایی که علاوه بر کتاب های نشر، کارهای فنی چند موسسه انتشاراتی دیگر هم در دفتر من انجام می شد.

یکی از این موسسات انتشاراتی، برای حروفچینی و طراحی جلد کتابی را من داد با عنوان «محلات». کتابی بود در رابطه با فرهنگ عامه در منطقه محلات و زحمتش را کسی به نام سعید موحدی کشیده بود. اما این بار کار خوب جلو نمی رفت. ناشر کتاب را نصفه نیمه به ما داده بود و سعید موحدی هم کم کم پایش به دفتر ما باز شد و هر بار می آمد ساعت ها می نشست و با حروفچین به تمام معنا خنگ من سر و کله می زد. من هم هر از گاهی خودم به سر و کله کتاب دست می کشیدم و موضوع برایم جالب بود. این همه آداب و رسوم و غذا و ... با شرح کامل و حتی تلفظ فونتیک کلمات خاص.  بارها گفتم که آقای موحدی چه زحمتی کشیده ای برای این کتاب و او هم امیدوار بود به چاپ کتابش.

خلاصه کار تمام شد. دیسکتش را برای ناشر فرستادم. با طرح جلدی که بیشترش بر اساس عکسی بود که موحدی انداخته بود. به گمانم یک عکس قاب گرفته از یک خانواده ی محلاتی.

سعید موحدیمدتی خبری از موحدی نبود. ناشر هم پول حروفچینی و طرح جلد این کتاب و بیش از ۷ کتاب دیگر را حواله به امروز و فردا می کرد (که هنوز آن فردا نیامده. احتمالن دیگر هم نمی آید.) تا اینکه روزی موحدی زنگ زد و برافروخته گفت چرا کتابش را تمام نمی کنم! من گفتم چند ماهی از تحویل کتاب گذشته و...

خلاصه متوجه شدم که ناشر کل قضیه را به گردن من انداخته و حالا هم موحدی و هم سازمان میراث فرهنگی فکر می کنند که من مقصرم. حتا چند باری هم از میراث فرهنگی به من تلفن شد. هر بار که پیش ناشر می رفتم از کتاب خبر می گرفتم: لیتوگرافی شده، رفته زیر چاپ، داره غلط گیری می شه!، سعید پسر دار شده...، میراث کتاب را از من پس گرفته، همین هفته دیگه چاپ می شه...

از خود کتاب هیچ وقت خبری نشد.

امروز صبح در وبلاگ تادانه خواندم که سعید موحدی مرحوم شده. تصویر آن مرد چاق که در خیابان انقلاب عرق می ریخت و دیدمش و گفتم آقای موحدی چه خبر از کتاب محلات و لبخند تلخی زد و رفت آمد جلوی چشمم. بدجوری آمد جلوی چشمم.

خواندم که تازه ناشر شده بود و گویا چهار کتاب هم منتشر کرده بود. هفته گذشته تازه بعد از دو سال خبر فوت دوست ناشری را شنیدم. حالا هم سعید موحدی.

خدایش رحمت کند. یک پژوهشگر به تمام معنا از میان جمع اندک پژوهشگران فرهنگ عامه کم شد. این یک، خیلی است.

راستی، محلات به کجا کشید کارش؟

+ نوشته شده در  2007/6/7ساعت 13:39  توسط ماکان مهرپویا  |