تبليغاتX
یادداشت های یک فیلمساز جوان - به مناسبت روز فردوسی
این بلاگ به نشانی www.makan-mehr.blogspot.com رفته است. کامنت های اینجا دیگر خوانده نمی شوند.

مطلب زیر بخش هایی از شماره اول فصلنامه هنر است.
پاییز ۱۳۶۱.
متن سخنرانی عبدخدایی، نماینده مجلس وقت
در نخستین کنگره شعر و ادب و هنر:

... اهل ادب توجه دارند شعر عبارت از سخن موزون و اکثرا مقفی است که دارای مایه های تخیلی باشد و چون کار با احساس و عاطفه دارد بیشتر روی دل اثر می گذارد چه در بعد عالی و با شکوه و سازنده اش و چه در بعد انحرافی و مفسدش...
... به اشعار علامه اقبال که رمز آزادی را بیان می کند دقت کنید:
هر که پیمان با هوالمعبود بست
گردنش از عیب هر موجود رست
نامسلمان را مسلمان بنده نیست
نزد فرعونی سرش افکنده نیست
ولی متاسفانه باید بگوییم در تاریخ، ادبیات ما لکه های ننگی هم وجود داشته اند. این تالار قبلا به نام رودکی بود. ولی رودکی کی بود؟ کسی که درباره شراب خوب شعر می گفت و کسی که خوب می نواخت در یک شعرش وقاحت را به جایی می رساند که می گوید:
ور به بلور اندرونش بینی
گویی گوهر سرخ است بر کف موسی عمران
او رعایت اصول اخلاقی و شرعی را نکرده و جام باده را در دست ساقی، به گوهر سرخی در دست پاک حضرت کلیم تشبیه کرده است.
این رودکی را آنچنان بزرگش کرده اند که بعد از هزار سال تالاری هم به نامش درست کردند و یا اینکه فرخی سیستانی کسی که خوب چنگ می نواخت و بلد بوده خوب تملق بگوید و صاحب همه چیز شده فقط بلد بود که از سلطان محمود غزنوی خوب تعریف بکند. سرانجام محتوای ارزنده شعر را آنقدر پست کردند که گفتند:
شها مهر تو کیش و آیین ماست
پرستیدن نام تو دین ماست
یا نسبت به حماسه سرای ایران (فردوسی)، اگر چه دارای برخی اشعار خوب نیز هست و به قول بعضی چوب مذهب را خورده ببینیم چه می گوید:
جهان گر گشاده کند راز خویش
نماید سرانجام و آغاز خویش
کنارش پر ز تاجداران بود
برش پر ز خون سواران بود
پر از مرد دانا بود دامنش
پر از ماهرخ، جیب پیراهنش
ولی اگر نام اشکبوس و نام گرشاسب و رستم و سهراب را از این مجموعه بردارید چه می ماند. چون شاهنامه بود خیلی بزرگش کردند ولی ملت انقلابی شاهنامه نمی خواهد، پاسدارنامه می خواهد. ملت ما انقلابنامه می خواهد. فردوسی عوض رستم و اسفندیار چرا ابوذجانه ها را ترسیم نکرد، چرا حنضل ها را ترسیم نکرد، چرا حماسه های بدر و احد را بازگو نکرد که برود افسانه ها و خرافات را پیاده کند.
.
.
.
این چنین شد که سال فرهنگ این ملک کتمان شد. حالا که در دنیا مولانا را ترک می دانند و ابن سینا و ابوریحان و خوارزمی و رازی را عرب، برای فردوسی جشن می گیرند اما با این حال اتفاق مبارکی است.
هرچند:
مرد نمیرد به مرگ / مرگ از اون نامجوست

+ نوشته شده در  2007/5/15ساعت 7:41  توسط ماکان مهرپویا  |