تبليغاتX
یادداشت های یک فیلمساز جوان - به بهانه مسدود شدن و تعطیلی هفتان - مقدمه
این بلاگ به نشانی www.makan-mehr.blogspot.com رفته است. کامنت های اینجا دیگر خوانده نمی شوند.

... ما در محیطی اجتماعی زندگی و حرکت می کنیم که فاقد فرهنگ است. منظورم این واقعیت نیست که فقط و فقط کتابخانه ها به آشغال تبدیل شده اند، مجلات غیرقانونی اعلام شده اند، مورخان به کارهای یدی می پردازند، هنرمندان ملی اجازه ندارند آثارشان را منتشر کنند و یا به نمایش بگذارند، یا فیلسوف ها بی کارند، اما بیزاران از هنر به عنوان مدیران هنری تاترها و شرکت های طبع و نشر انجام وظیفه می کنند. من دارم به فرهنگ در وسیع ترین معنای این اصطلاح می اندیشم، فرهنگ به عنوان چکیده ی سنت ها و حقوق بشر و آزادی ها، فرهنگی که سیاست را دربرمی گیرد و متضمن حقوق آحاد مردم برای زیستن در زندگی خصوصی ای بدون میکروفون مخفی، داشتن عقاید خودشان، و دفاع از خود در صورت مورد حمله قرار گرفتن است... من آن نوع فرهنگی را در مد نظر قرار دارم که الهام بخش وقوف بر تغییر پذیری و ناشناختگی دنیا است، و به عادت مطرح کردن پرسش ها و بحث درباره ی پاسخ ها میدان می دهد.

... مردم در صورت دریافت پاسخ های ناقص یا نادرست، از طرح سوال های خود نومید نخواهند شد، اما اگر پاسخ هایی که دریافت می کنند خارج از نظم سوال های مطرح شده باشند، یا در صورتی که گمراه کننده، گیج کننده، قاطی پاتی، و بی معنی،  یا حتا تهدیدآمیز باشند، دست از سوال کردن برخواهند داشت. اما آدمی که دست از سوال کردن برمی دارد، دیگر فکر هم نمی کند. زیرا تفکر، به رغم همه چیز، پرسش و پاسخ مداوم است.
... هرجایی که در آن فرهنگ به سکوت کشانده شده است، جامعه ی انسانی از بین می رود و زبان می میرد.

بخش هایی از کتاب روح پراگ: ایوان کلیما، ترجمه ی فروغ پوریاوری، نشر آگه، 1387

+ نوشته شده در  2009/2/5ساعت 0:12  توسط ماکان مهرپویا  |