تبليغاتX
یادداشت های یک فیلمساز جوان
این بلاگ به نشانی www.makan-mehr.blogspot.com رفته است. کامنت های اینجا دیگر خوانده نمی شوند.

امروز برای مشاوره دادن به یک واحد دانشگاه علمی و کاربردی که از امسال (یعنی همین چند روز آینده) برای چند گرایش کاردانی فیلمسازی دانشجو می پذیرد، رفته بودم پیش رییس دانشگاه. همکاران دیگری هم بودند و بحثی بود بر سر این که سرفصل دروس این رشته ها، چقدر به درد دانشجوبان می خورد.

من نمی دانم که چه کسی این سرفصل ها را تعیین کرده و چقدر خودش سر کلاس سینما نشسته است. اما واقعن چقدر این سرفصل ها به درد دانشجویان می خورند. کلاهتان را قاضی کنید: دانشجوی کاردانی تدوین را چه به فیزیک نور و صدا؟ دانشجوی کاردانی تدوین چطور باید ادبیات نمایشی و کارگردانی را بگذراند اما درسی به نام تاریخ سینما نداشته باشد؟! زیبایی شناسی تدوین چه ربطی به عرفان دارد؟ و...

من کاری به رشته های دیگر ندارم اما فکر می کنم روش تحصیل، سرفصل ها و سیلابس دروس سینما، نه تنها در این دانشگاه، بلکه در سایر دانشگاه ها نیز نیاز به بازنگری اساسی دارند. سیستم های فیلمبرداری و پست پروداکشن دیجیتال چند سالی است که پایشان به ایران هم باز شده و اغلب دفتار سینمایی از آنها استفاده می کنند. حیف است که دانشجویان سینما همچنان باید به نگاتیو بیاندیشند و به دلیل کمبود و گرانی امکانات سینمای آنالوگ، نه آن را به خوبی فرا بگیرند و نه فیلمسازی دیجیتال را.

دانستن تاریخ سینما و سیر پیشرفت تکنیکال ابزار و یادگیری پیش زمینه های سینما برای هر کسی که می خواهد فیلمساز شود، امری بدیهی است. اما نه این که این قضیه جایش را به اصل بدهد و تکنولوژی روز دنیا مهجور بماند.

چندی پیش دوستی می پرسید مگر ما آدمش را داریم که بتواند سینمای دیجیتال را به دانشجویان آموزش دهد؟ پاسخ این است که علاوه بر تعدادی از اساتید کهنه کار، نسل تازه ی فیلمسازان و تحصیل کردگان سینما، بسیار با این مقوله آشنا هستند و می توانند روح تازه ای به دانشکده های سینمایی بدمند. اما سوال دیگر این است که آیا در سیستم مسن آموزش سینما جایی برای آنها هست؟

پاسخ این یکی باشد برای بعد.

+ نوشته شده در  2009/9/15ساعت 17:0  توسط ماکان مهرپویا  |