تبليغاتX
یادداشت های یک فیلمساز جوان
این بلاگ به نشانی www.makan-mehr.blogspot.com رفته است. کامنت های اینجا دیگر خوانده نمی شوند.

ساخت اولین نماآهنگ با جلوه های ویژه رایانه ای در سیما فیلم

غول دیجیتال در دام چند جوان

سایت خبری سیما فیلم:  این روز ها هرجا صحبتی از هنرهای تصویری به میان بیاید، تقریباً محال به نظر می رسد که توجهی به فناوري روز دنیا و تركيب فن و هنر نشود. اما چه بسیارند کمپانی های هالیوودی که گوی افتخار را در این زمینه همچنان در محافل و ضیافت های گوناگون بسته بندی شده در بهترین بوق و کرنا ها، دست به دست می کنند.

عاشقان سينما، معتادين اينترنت، اصحاب مطبوعات و اهالی همين معجزه تصويری کشور خودمان که هر روز آخرين اخبار پروژه های روز دنيا را پيگيری می كنند، حتماً گاهی به خود مي گويند  سهم ما از اين همه کجاست؟! جالب است بدانيد نماآهنگي در مرکز سيما فيلم در حال توليد است که برای اولين بار بيشتر از هشتاد در صد آن را تکنولوژی جلوه های ويژه روز دنيا تشکيل می دهد. اين نما آهنگ 4 دقيقه ای که «عروج » نام دارد، با محوريت دفاع مقدس و به کارگردانی ماکان مهر پويا درچند لوکيشن محدود از جمله بخشی از استوديو گلستان، يک ميدان سوارکاری و بخش هايی در شهرک دفاع مقدس توليد خواهد شد. اين اثر پس از يک هفته تصوير برداری در مقابل دوربين مرتضی پور صمدی ـ فيلمبردار نام آشنای سينما ـ برای ادامه کار در اختيار گروه جلوه های ويژه قرار می گيرد تا بعد از دو تا سه ماه 16 ساعت کار مداوم در دو شيفت، آماده نمايش شود. به گفته دست اندركاران اين اثر، اغلب تصاوير استوديويی  اين نماآهنگ در مقابل پرده آبی تصوير برداری می شود و بيشترين زمان و انرژی دراين کار، صرف نما ها و صحنه هايی خواهد شد که درمونيتور شکل می گيرند.

نماآهنگ « عروج » در حقيقت  عوالم پس از شهادت يك رزمنده تا رسيدن به بهشت را تصوير می کند که در آن عباس قلیچ لو، شخصيت محوری داستان  را بازی می کند و يک گروه چهل و پنج نفره نيز در حاشيه  کار او را همراهی می کنند.

مهرپويا  فيلمنامه اين مجموعه را با همکاری محمد حسين نجفی، تهيه کننده آن نوشته است.  طراحی صحنه و لباس اين كار به عهده سحر حسن خواه است و علی عارفی  نيز پس از تجربه حضور در گروه چهره‌پردازي سريال‌هايي همچون حضرت يوسف(ع) و ... در اين نما آهنگ طراحی و اجرای چهره پردازی آن را به انجام می رساند. مهرپويا در مورد چگونگی طراحی شخصيت اصلی  می گويد: در مرحله ای می خواستيم روح را نشان بدهيم پس نياز به يک لباس عارف گونه کاملاً حس می شد، اما از طرفی شهيد ما روزی هم يک رزمنده بوده است؛ در نتيجه بيشتر سعی کرده ايم در لباس او از تزئينات اسليمی و اسلامی استفاده کنيم و در گريم هم اين تفاوت فضا را به وجود بياوريم. رزمنده قبل از شهادت چهره ای تکيده، رنجور با مويی کوتاه دارد اما پس از شهادت شاداب، جوان و با موی و محاسن بلند ديده می شود.

ماکان مهر پويا  که تحصيلاتش را تا مقطع كارشناسي ارشد در زمينه توليدات سينمايی ادامه داده است، پيش تر تجربه هايی در زمينه توليد مستند های توريستی ـ صنعتی داشته است و علاوه بر اين نماآهنگ، انيميشن « غول و اژدها » را نيز برای مرکز صبا در دست ساخت دارد.

او در مورد چگونگی نشان دادن فضای جبهه و جنگ، اعتقادی به استفاده از صدای توپ و تفنگ ندارد و می گويد: در اينجا سعی ما بر اين است که به جای جلوه های ويژه صوتی از موسيقی استفاده کنيم چراکه فضای اين کار يک فضای روحانی است و ما نمی خواهيم با چنين صداهايی به فضا لطمه بزنيم و از آن يک فيلم جنگی صرف بسازيم. البته در صورت توافق، موسيقی اين نماآهنگ را هومن نامداری خواهد ساخت.

اين کارگردان مي افزايد: هيچ تمدن و نسلی مانند ايرانی ها به قصه علاقه ندارند. ما قصه را دوست داريم اما نمی توانيم خوب تعريف کنيم، از اين رو پرداخت فيلمنامه در سينمای ما مسأله بغرنجی است. مردم از اين تصاوير تکراری خسته و کم حوصله شده اند. ما می خواهيم اين حوصله را افزايش بدهيم. در ضمن کار هايی در زمینه جلوه های ویژه فيلم « عاشق » افشين شرکت و يا سريال « چهل سرباز » و « نبرد اسکندر» و ... شده است که بايد ديده شود.

در پايان مهر پويا نيز اميدوار است کاری درحد استانداردهای جهانی ارائه كند. باز هم به بهانه جادوی ديجيتال و« عروج » در آينده ای نزديک به سراغ او و دوستانش خواهيم رفت. کمی حوصله كنيد زيرا در اين قسمت از کره خاکی نيز، تکنولوژی هويت دارد.

 http://www.irib.ir/cimafilm/news/details.asp?id=190

+ نوشته شده در  2006/12/16ساعت 21:9  توسط ماکان مهرپویا  | 


حدود ۳۰ پلان مربوط به صحنه های جنگی کلیپ عروج با کمک یک گروه ۳۰ نفره ظرف یک روز در شهرک سینمایی انقلاب و دفاع مقدس تصویربرداری شد. برآوردمان برای این بخش سه روز بود که با همت گروه در یک روز تمام شد.
امروز که تصاویر را دیدم، خیالم راحت شد. انفجارهای عظیم عظیم محمدی و صحنه پردازی موفق هادی اسلامی (که از اعتمادی که به او کردم خرسندم) تصاویر را دیدنی تر کرده اند.

توضیحاتی در رابطه با کار دارم که در حین انجام مرحله پست پروداکشن خواهم نوشت. مرحله ای که به گمانم حداقل دو ماه طول می کشد.

و چند عکس:

n1

برای یکسان نبودن فضاهای رئال و فانتزی تصمیم گرفتیم که در بخش
جنگی از تصویربرداری دیگری استفاده کنیم. مجید گرجیان انتخاب
درستی بود.

n2

سعی کردم میزانسن هایم نزدیک به آن چیزی باشد که در صحنه های
واقعی مجموعه روایت فتح دیده ام. راستش تعجب می کنم که می بینم
بسیاری از کارگردانان بدون استوری بورد کار می کنند. اگر استوری بورد
نداشتیم، در این شلوغی کارمان زار بود.

n3

عباس قلیچ ۷ روز با زبان روزه آمد و در سخت ترین شرایط کار کرد. عشقی
که او به مضمون قصه فیلم پیدا کرده بود، انرژی مضاعفی را به فیلم داده است.
روز آخر به جز تحمل انفجارهای مختلف در نزدیکی اش - یکی روی دوشش -
چند ساعت این ماسک را روی چهره اش تحمل کرد. 

n4

بعد از شش روز کار در فضای لااقل تر و تمیز استودیو گلستان، ناگهان افتادیم
وسط میدان جنگ. ۱۲ انفجار عظیم با تی ان تی و نه فوگاز.

پ.ن. کسانی که من را می شناسند، می دانند که من آنقدر مذهبی نیستم که مومن صدایم کنند.
اما صادقانه می گویم که عروج تپش های قلب من است.  عروج نگاهی آدمی است که جنگ را از نزدیک تجربه نکرده ولی در بمباران های هشت ساله  کودکی اش را خرج کرده و بعد از آن، جوانی اش را. این حق من است که درباره آن فیلمی بسازم.

+ نوشته شده در  2006/12/10ساعت 0:16  توسط ماکان مهرپویا  | 


تصویربرداری بخش دوم ویدئو کلیپ عروج چند روزی است که به پایان رسیده و منتظر اجازه برای تصویربرداری سخت ترین بخش کار یعنی صحنه های خارجی جنگی در شهرک دفاع مقدس هستیم.
در گوشی بگویم که وقتی ابراهیم حاتمی کیا در دیدار سینماگران با رهبر، تقاضای درجه سرداری کرده بود، حرفش را نفهمیدم. اما حالا بعد از این چند روز رفت و آمد، فهمیدم که دقیقا چه منظوری داشته...
بگذریم...

چند تا عکس دیگر از پشت صحنه ها:

1

پرواز. کابل مربوطه حذف شده است. با اضافه شدن بک گراند و انجام کامپوزیت
و همچنین اضافه کردن افکت های باد و رعد و برق، تصویری متفاوت خواهیم داشت.

2

سکانس راه رفتن روی آب از آن تجربه های عجیب و غریب بود. کاری که
با کمی دقت و حوصله نتیجه ای فوق العاده داشت. وقتی کار ابتدایی
کامپوزیت، بر روی تصویر انجام شد، از نتیجه شگفت زده شده بودیم.

3

دو روز با یک کرین آلمانی ۲۰۰۵ سر و کله زدیم و نماها درنیامد.
اما یک کرین دهه ۱۹۵۰ (یا قبل تر؟!) کارمان را به راحتی راه انداخت.
دود هنوز از کنده بلند می شود، گاهی!

4

سکانس مربوط به اسب، در باشگاه سوارکاری آزمون گرفته شد.

5

بخشی از عوامل. از چپ به راست، ایستاده: آقا رسول (دستیار فیلمبردار)، مهدی (تدارکات)،
مصطفی شاهمردانی (مدیر جلوه های ویژه دیجیتال)ُ عباس قلیچ (بازیگر)، علی عارفی (گریمور)،
سپهر، رامسس!، یوسف، خانم حسین خواه (منشی صحنه) و همسرش احسان توسلی (مدیر تولید)،
نشسته: علی، من، استاد پورصمدی (مدیر تصویربرداری) و امیر.

+ نوشته شده در  2006/11/25ساعت 2:43  توسط ماکان مهرپویا  |